پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۸۵

خار دیوارم که از برگ و نوا بی طالعم

از ثبات خویش در نشو و نما بی طالعم

با من غم دیده نه دلدار می سازد نه دل

من هم از بیگانه، هم از آشنا بی طالعم

سایه من گرچه می بخشد سعادت خلق را

کار چون با قسمت افتد چون هما بی طالعم

هرکه را از خاک بردارم، زندخاکم به چشم

در بساط آفرینش چون صبا بی طالعم

خانه آیینه دارد زنده دل نام مرا

چون سکندر گرچه ازآب بقا بی طالعم

داغ دارد چشم پاکم دامن آیینه را

حیرتی دارم که از خوبان چرا بی طالعم

منت بیگانگان از آشنایان خوشترست

منت ایزد را که من از آشنا بی طالعم

داغ دارد شانه را در موشکافی دفتم

در به دست آوردن زلف دو تا بی طالعم

می نمایم ره به خلق و می خورم بر سر لگد

در میان رهبران چون نقش پا بی طالعم

چون سویدا اگرچه راهی هست در هر دل مرا

همچو تخم خال از نشو و نما بی طالعم

راستی چون سرو صائب بی ثمر دارد مرا

من ز صدق خود درین بستانسرا بی طالعم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۸۷با زبان گندمین از بینوایی فارغم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۸۸خط نمی سازد طراوت زان سمن رخسار کم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۸۹داغ عالمسوز برگ عیش گردد در دلم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۹۰عافیت زان غمزه خونخوار می‌خواهد دلم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۹۱با فقیری در سخاوت بی نظیر عالمم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۹۲شمع فانوسم که در پرده است اشک افشاندنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۹۳یوسفستان گشت دنیا از نظر پوشیدنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۹۴خنده بر حال گرانباران دنیا می زنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.