پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۷۰

می شود از اشک چشم عاشق دیوانه گرم

کز شراب تلخ گردد دیده پیمانه گرم

برگ عیش ما بود چون لاله داغی از بهار

می توان کردن سرما را به یک پیمانه گرم

ریزش ابر آورد در خنده ما را همچو برق

صحبت ما می شود از گریه مستانه گرم

در دل ما غنچه پیکان او گلگل شکفت

شاد گردد میهمان باشد چو صاحبخانه گرم

در بساط دل مرا از پاکبازی اه نیست

بگذرد سیل گران تمکین ازین ویرانه گرم

خاکدان عالم از بی رونقی افسرده بود

شد از آه من درو دیوار این غمخانه گرم

حلقه بیرون در دارد مرا افسردگی

ورنه با شمع است دایم صحبت پروانه گرم

یک دل بی غم کند آزاد صد دل را ز غم

می شود هنگامه اطفال از دیوانه گرم

نیست جای خواب آسایش گذرگاه جهان

تا به کی سازی به پهلو بستر بیگانه گرم

روزی دیوانه می آید برون صائب زسنگ

هست تا در کوچه ها هنگامه طفلانه گرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۷۲دل به رغبت چون نمالد خط خوبان را به چشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۷۳گر فروغ مهر تابان آب می آرد به چشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۷۴بیغمان را دود دل ابر بهار آید به چشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۷۵سرو چون با آن قد استاده می آید به چشم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۷۶تا به کی بار دل از گردون بی حاصل کشم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۷۷تیغ کوه همتم دامن ز صحرا می‌کشم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۷۸شیوه‌های یوسف از اخوان دنیا می‌کشم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۷۹پرده از حسن عمل بر دامن تر می کشم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.