پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۵۱

کعبه مقصود را در نقطه دل یافتم

چون ز خود بیرون روم اکنون که منزل یافتم

گوشه ای و توشه ای می خواستم از روزگار

غنچه گشتم هر دو را بی منت از دل یافتم

تا فشاندم آستین بی نیازی بر جهان

دست خود در گردن مطلب حمایل یافتم

از کرم در یوزه نام است مطلب خلق را

دستگاه جود را دامان سایل یافتم

خضر با عمر ابد از چشمه حیوان نیافت

آنچه من در یک دم از شمشیر قاتل یافتم

هیچ نقدی نیست در میزان بینایی تمام

بود از ناقص عیاری هر چه کامل یافتم

دامن دشت جنون ارزانی مجنون که من

لیلی خود را نهان درپرده دل یافتم

نیست از حق ناشناسی خواهش دنیای من

توشه راه حق از دنیای باطل یافتم

از گرفتاران این گلشن چه می پرسی که من

همچو سرو آزادگان را پای در گل یافتم

صائب افتادم ز راه بدگمانی درگناه

نفس خود را تا به کار خیر مایل یافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۵۳برگ عیش بی خزان در بینوایی یافتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۵۴از دل گم گشته خود گر نشان می یافتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۵۵شیشه لرزد بر خود از روز شراب غفلتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۵۶تا به زانو رفته پای من به گل از لای خم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۵۷داده ام دست ارادت با حنای لای خم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۵۸جامه ای می خواست دل بر قامت رعنای زخم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۵۹حنظل افلاک شکر بار باشد صبحدم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۶۰غوطه در آتش زدم از آب حیوان سر زدم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.