پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۵۳

برگ عیش بی خزان در بینوایی یافتم

آنچه می جستم ز شاهی در گدایی یافتم

خاکساری دانه را بال و پر نشوونماست

بال گردون سیر از بی دست وپایی یافتم

از دو عالم قطع کردم رشته پیوند را

تا به آن بیگانه پرور آشنایی یافتم

تا شدم چون سکه خوش نقش رو گردان زر

رو به هر مطلب که اوردم روایی یافتم

در شمار خلق بودم داشتم تارو به خلق

پشت کردم بر خلایق مقتدایی یافتم

می شمارم مهد آسایش دهان شیر را

تا ز قید عقل چون مجنون رهایی یافتم

گر شود عالم به چشم خلق از بستن سیاه

من ز راه چشم بستن روشنایی یافتم

تا به زانو پای من از پیروی فرسوده شد

تا میان رهنوردان پیشوایی یافتم

نیست امیدم به جنت کز قبول مردمان

مزد خود اینجا زطاعات ریایی یافتم

چون ز سنگ کودکان صائب کنم پهلوتهی

من که در سختی کشیدن مومیایی یافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۵۵شیشه لرزد بر خود از روز شراب غفلتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۵۶تا به زانو رفته پای من به گل از لای خم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۵۷داده ام دست ارادت با حنای لای خم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۵۸جامه ای می خواست دل بر قامت رعنای زخم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۵۹حنظل افلاک شکر بار باشد صبحدم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۶۰غوطه در آتش زدم از آب حیوان سر زدم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۶۱ترک سر کردم زجیب آسمان سر برزدم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۶۲رفت آن عهدی که من بی یار ساغر می زدم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.