پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۵۴

از دل گم گشته خود گر نشان می یافتم

یوسف خود را میان کاروان می یافتم

چشم من از نقش تا بر خامه نقاش بود

برگ عیش نوبهاران از خزان می یافتم

می توانستم به گرد خود حصاری ساختن

خاکساری همچو خود گردرجهان می یافتم

رشته پرواز من تا در کف تسلیم بود

در قفس دایم حضور آشیان می یافتم

بلبلان چون برگ گل از آشیان می ریختند

رخصت یک ناله گر از باغبان می یافتم

روزاول کاش خود را راست می کردم چو تیر

تا خلاصی از کشاکش چون کمان می یافتم

این زمان در کعبه چون سنگ نشانم بیخبر

من که فیض کعبه از سنگ نشان می یافتم

این زمان بیداریم خواب است، ورنه پیش ازین

دولت بیدار در خواب گران می یافتم

ناله تنهایی من باغ را دیوانه کرد

آه اگر هم ناله ای در بوستان می یافتم

گر نمی شد تنگ صائب خلق من ازروزگار

هم درین عالم بهشت جاودان می یافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۵۶تا به زانو رفته پای من به گل از لای خم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۵۷داده ام دست ارادت با حنای لای خم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۵۸جامه ای می خواست دل بر قامت رعنای زخم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۵۹حنظل افلاک شکر بار باشد صبحدم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۶۰غوطه در آتش زدم از آب حیوان سر زدم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۶۱ترک سر کردم زجیب آسمان سر برزدم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۶۲رفت آن عهدی که من بی یار ساغر می زدم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۶۳پیش چشمم شد روان گر تشنه دریا شدم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.