پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۴۹

می‌شدم بیرون ز خود گر منزلی می‌داشتم

دست و پایی می‌زدم گر ساحلی می‌داشتم

بهترست از عقل ناقص چون جنون کامل فتاد

کاشکی من هم جنون کاملی می‌داشتم

ای که گویی دست بر دل نه مکن بی‌طاقتی

می‌نهادم دست بر دل گر دلی می‌داشتم

دانه اشکی که دارم چون صدف در دل گره

می‌فشاندم گر زمین قابلی می‌داشتم

بی‌قراری‌های من می‌داشت پایان چون سپند

راه فریادی اگر در محفلی می‌داشتم

در گرفتاری است آزادی درین بستان‌سرا

می‌شدم آزاد اگر پا در گلی می‌داشتم

دیگ بحر از احتیاج ابر می‌آید به جوش

جوش احسان می‌زدم گر سایلی می‌داشتم

گرد من بیرون نمی‌رفت از بیابان جنون

همچو مجنون گر امید محملی می‌داشتم

از دل بی حاصل خود شرمسارم جای دل

در بغل ای کاش فرد باطلی می‌داشتم

از تلاش گلشن فردوس فارغ می‌شدم

جا اگر در خاطر صاحبدلی می‌داشتم

باده را می‌داشت خونم داغ از جوش نشاط

در نظر گر دست و تیغ قاتلی می‌داشتم

آه من صائب نمی‌شد سرد چون باد خزان

از بهار زندگی گر حاصلی می‌داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۵۱کعبه مقصود را در نقطه دل یافتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۵۲خال را سرمایه زلف پریشان یافتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۵۳برگ عیش بی خزان در بینوایی یافتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۵۴از دل گم گشته خود گر نشان می یافتم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۵۵شیشه لرزد بر خود از روز شراب غفلتم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۵۶تا به زانو رفته پای من به گل از لای خم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۵۷داده ام دست ارادت با حنای لای خم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۵۸جامه ای می خواست دل بر قامت رعنای زخم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.