پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۴۸

گر در اقلیم رضا کاشانه‌ای می‌داشتم

در بهشت نقد اینجا خانه‌ای می‌داشتم

کرد تنهایی به من این خاکدان را دل‌نشین

می‌شدم آواره گر همخانه‌ای می‌داشتم

می‌کشیدم قامت همچون خدنگش را به بر

چون کمان من هم اگر سر خانه‌ای می‌داشتم

بی‌سرانجامی مرا دارد مسلمان اینچنین

می‌شدم کافر اگر بتخانه‌ای می‌داشتم

باعث آزادی چندین دبستان طفل شد

کاش من هم طالع دیوانه‌ای می‌داشتم

نامه اعمال را زین بیش می‌کردم سیاه

گر امید گریهٔ مستانه‌ای می‌داشتم

گرد ویرانی نمی‌گردید از جایی بلند

در خور سیلاب اگر ویرانه‌ای می‌داشتم

از نزول غم نمی‌شد خانه یک دل خراب

گر به قدر درد و غم کاشانه‌ای می‌داشتم

آنچه از خون جگر در کاسه من کرد چرخ

جمع اگر می‌ساختم میخانه‌ای می‌داشتم

می‌توانستم گره صائب به بال برق زد

گربه کشت خود امید دانه‌ای می‌داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۵۰سوختم تا ره در آن زلف معنبر یافتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۵۱کعبه مقصود را در نقطه دل یافتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۵۲خال را سرمایه زلف پریشان یافتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۵۳برگ عیش بی خزان در بینوایی یافتم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۵۴از دل گم گشته خود گر نشان می یافتم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۵۵شیشه لرزد بر خود از روز شراب غفلتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۵۶تا به زانو رفته پای من به گل از لای خم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۵۷داده ام دست ارادت با حنای لای خم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.