پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۴۷

گر ز خود بیرون کسی فریادرس می‌داشتم

می‌کشیدم ناله از دل تا نفس می‌داشتم

سود من در پله نقصان ز بی‌سرمایگی است

می‌شدم سیمرغ اگر بال مگس می‌داشتم

صحبت همدرد زندانم را گلستان می‌کند

هم‌نوایی کاش در کنج قفس می‌داشتم

وحشت ذاتی گوارا کرد عزلت را به من

می‌شدم دیوانه گر الفت به کس می‌داشتم

این زمان شد سینه‌ام تاریک ورنه پیش ازین

صبح را آیینه در پیش نفس می‌داشتم

شد ز قحط آه از مطلب کمندم نارسا

کاش دودی در جگر چون خار و خس می‌داشتم

پله دوری ز محمل بود منظور ادب

گوش اگر گاهی به آواز جرس می‌داشتم

حرف تلخی از دهان او به من هم می‌رسید

گر زبان شکوه چون اهل هوس می‌داشتم

بی‌کسی‌ها ناله را بر من گوارا کرده است

مُهر بر لب می‌زدم گر دادرس می‌داشتم

پختگی دریای پرشور مرا خاموش کرد

کاش جوشی چون شراب نیمرس می‌داشتم

تا دل از ذوق گرفتاری به آزادی رسید

شد تمام امید بیمی کز عسس می‌داشتم

از نفس‌های پریشان تیره شد آیینه‌ام

صبح می‌گشتم اگر پاس نفس می‌داشتم

گر نمی‌گردید در عالم کس من بی‌کسی

از کسان صائب من بی‌کس چه کس می‌داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۴۹می‌شدم بیرون ز خود گر منزلی می‌داشتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۵۰سوختم تا ره در آن زلف معنبر یافتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۵۱کعبه مقصود را در نقطه دل یافتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۵۲خال را سرمایه زلف پریشان یافتم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۵۳برگ عیش بی خزان در بینوایی یافتم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۵۴از دل گم گشته خود گر نشان می یافتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۵۵شیشه لرزد بر خود از روز شراب غفلتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۵۶تا به زانو رفته پای من به گل از لای خم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.