پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۴۵

از سر کوی تو گر عزم سفر می داشتم

می زدم بر بخت خود پایی که بر می داشتم

داشتم در عهد طفلی جانب دیوانگان

می زدم بر سینه هر سنگی که بر داشتم

حلقه ای کم می شد از زنجیر مجنون مرا

دیده رغبت ز روی هر چه بر می داشتم

زندگی را بیخودی برمن گوارا کرده است

می شدم دیوانه گر از خود خبر می داشتم

دل چو خون گردید بی حاصل بود تدبیرها

کاش پیش از خون شدن دل از تو بر می داشتم

می کشیدم پای استغنا به دامان صدف

قطره آبی اگر همچون گهر می داشتم

می ربودندم ز دست و دوش هم دردی کشان

چون سبو دست طلب گر زیر سر می داشتم

بی پر و بالی مرا محبوس دارد در فلک

می شکستم بیضه را گربال و پر می داشتم

در جگر می ساختم پنهان ز بیم چشم زخم

از دم تیغ تو هر زخمی که بر می داشتم

می فشاندم آستین بر زنگ وبوی عاریت

زین چمن گر چون خزان برگ سفر می داشتم

در برومندی ندادم نامرادی را ز دست

گردنی دایم کج از جوش ثمر می داشتم

دست من هر چند ازان موی میان کوتاه بود

در رگ جان پیچ و تاب آن کمر می داشتم

عاقبت مشق جنون من به جایی می رسید

روی نو خط ترا گر در نظر می داشتم

جیب و دامان فلک پر می شد از گفتار من

در سخن صائب هم آوازی اگر می داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۴۷گر ز خود بیرون کسی فریادرس می‌داشتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۴۸گر در اقلیم رضا کاشانه‌ای می‌داشتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۴۹می‌شدم بیرون ز خود گر منزلی می‌داشتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۵۰سوختم تا ره در آن زلف معنبر یافتم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۵۱کعبه مقصود را در نقطه دل یافتم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۵۲خال را سرمایه زلف پریشان یافتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۵۳برگ عیش بی خزان در بینوایی یافتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۵۴از دل گم گشته خود گر نشان می یافتم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.