پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۴۰

یاد ایامی که رو برروی جانان داشتم

آبرویی همچو شبنم در گلستان داشتم

باغبان بی رخصت من گل نمی چید از چمن

امتیازی در میان عندلیبان داشتم

شاخ گل یک آب خوردن غافل از حالم نبود

برگ بخت سبز برسر در گلستان داشتم

هر سحر کز خار خار عشق می جستم زجا

همچو گل بر سینه صد زخم نمایان داشتم

این زمان آمد سرم بر سنگ ورنه پیش ازین

بالش آسایش از زانوی جانان داشتم

بوی گل بیرون نمی برد از چمن دزد نسیم

پاسبانی در بن هر خار پنهان داشتم

سرمه را دست خموشی بر دهان من نبود

راه حرفی پیش آن چشم سخندان داشتم

هر غباری کز سرکوی تو می رفتم به چشم

منت روی زمین بر دوش مژگان داشتم

صائب آن روزی که می خندیدم از وصلش چو صبح

کی خبر از روزگار شام هجران داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۴۲یاد ایامی که پیش او وجودی داشتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۴۳یاد ایامی که در دل خار خاری داشتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۴۴گر به ملک بیخودی امید جامی داشتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۴۵از سر کوی تو گر عزم سفر می داشتم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۴۶می زدم بر قلب هجران گرجگر می داشتم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۴۷گر ز خود بیرون کسی فریادرس می‌داشتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۴۸گر در اقلیم رضا کاشانه‌ای می‌داشتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۴۹می‌شدم بیرون ز خود گر منزلی می‌داشتم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.