پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۴۱

گرچه زیر تیغ لنگردار مسکن داشتم

پای چون کوه از گرانسنگی به دامن داشتم

نیل چشم زخم شد سودای مجنون مرا

جای هر سنگی که از اطفال بر تن داشتم

ذوق دلتنگی گریبانگیر شد چون غنچه ام

ورنه برگ عیش چون گل من به دامن داشتم

کاسه دریوزه از روزن نبردم پیش ماه

خانه خود را ز برق آه روشن داشتم

بیخبر نگذشتم از پایی که زخم خار داشت

چشم در دنبال دایم همچو سوزن داشتم

تا چو ماهی بر کنار افتادم از بحر عدم

داغ حسرت گشت هر فلسی که بر تن داشتم

قامت خم برنیاورد از گرانخوابی مرا

پشت خود بر کوه چون سنگ از فلاخن داشتم

برگ کاهی قسمت مور حریص من نشد

از عزیزانی که من امید خرمن داشتم

سرو را آزادیم در پیچ و تاب رشک داشت

گرچه طوق بندگی صائب به گردن داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۴۳یاد ایامی که در دل خار خاری داشتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۴۴گر به ملک بیخودی امید جامی داشتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۴۵از سر کوی تو گر عزم سفر می داشتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۴۶می زدم بر قلب هجران گرجگر می داشتم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۴۷گر ز خود بیرون کسی فریادرس می‌داشتم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۴۸گر در اقلیم رضا کاشانه‌ای می‌داشتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۴۹می‌شدم بیرون ز خود گر منزلی می‌داشتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۵۰سوختم تا ره در آن زلف معنبر یافتم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.