پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۳۰

من به آب و نان اگر چون بیغمان می زیستم

بی محبت کافرم گر یک زمان می زیستم

زنده از یاد حقم من ورنه در این خاکدان

صد کفن پوسانده بودم گر به جان می زیستم

مرگ بر من زندگانی راگواراکرده بود

دربهاران من به امید خزان می زیستم

گر نمی شد پرده چشم جهان بین بیخودی

من چسان در وحشت آباد جهان می زیستم

حاصلم از زندگی چون شمع اشک وآه بود

من درین محفل برای دیگران می زیستم

خنده می آمد مرا چون گل بر اوضاع جهان

با لب خندان اگر در گلستان می زیستم

بر سمندر آتش سوزان بود آب حیات

من به دوزخ در بهشت جاودان می زیستم

گر ز کاوش خانه خود می رسانیدم به آب

چون خضر من هم به عمر جاودان می زیستم

ماهی بی آب در خشکی چشان غلطد به خاک

دور ازان جان جهان صائب چنان می زیستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۳۲گر نگردد بر مرادم چرخ در غم نیستم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۳۳شهری عشقم چو مجنون در بیابان نیستم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۳۴تا ز اهل حیرتم خاطر پریشان نیستم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۳۵من حریف ننگ و عار بیوفایی نیستم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۳۶چون صدف دستی که از بهر گهر برداشتم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۳۷شب که آن آیینه رو را در برابر داشتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۳۸در غریبی گشت صرف نامجویی چون عقیق
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۳۹یاد ایامی که شور عشق بلبل داشتم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.