پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۲۰

نیست از گردون غباری بر دل بی‌کینه‌ام

جلوه طوطی کند زنگار در آیینه‌ام

سبزه من می‌کند نشو و نما در زیر سنگ

نیست کوه غم گران بر خاطر بی‌کینه‌ام

نیستم محتاج کسوت چون فقیران دگر

همچو به می‌روید از تن خرقه پشمینه‌ام

گرچه صد پیراهن از خورشید روشن‌تر شدم

همچنان در خلوت روشن‌ضمیران پینه‌ام

می‌کند روز جزا بر طفل بازیگوش من

صبح شنبه را خمار عشرت آدینه‌ام

مهره گل گشتم از گرد کسادی گرچه بود

کشتی دریایی از آب گهر گنجینه‌ام

من که از نظاره یوسف نمی‌رفتم ز جا

نوخطی دیدم که بازی کرد دل در سینه‌ام

نیست صائب بر دل صاف من از دشمن غبار

طوطی خوش حرف سازد زنگ را آیینه‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۲۲بس که از نادیدنی دارد غبار آیینه ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۲۳کم نگردد میهمان از خانه چون آیینه ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۲۴شد جهان پر نور تا دل را مصفا ساختم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۲۵گفتگوی عشق را من در میان انداختم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۲۶زان لب جان بخش با خط معنبر ساختم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۲۷از فروغ حسن گل درآشیان می سوختم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۲۸از هوای تر بر افروزد چراغ عشرتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۲۹راه حرفی پیش ان لب چون سخن می خواستم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.