پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۱۰

بر دل نازک گرانی می‌کند اندیشه‌ام

سنگ می‌گردد ز ناسازی پری در شیشه‌ام

خنده سوفار از دلتنگیم پیکان شود

بگذرد گر ناوک او از دل غم‌پیشه‌ام

نیست یک مو بر تنم بی‌داغ عالم‌سوز عشق

دیده شیرست کرم شب‌چراغ بیشه‌ام

زود می‌پیچم بساط خودنمایی را به هم

گردبادم نیست در خاک تعلق ریشه‌ام

هیچ کس از مستی سرشار من آگاه نیست

بوی می‌نتوان شنیدن از دهان شیشه‌ام

نامدار از کان برآید در زمان من عقیق

تیزی الماس دارد ناخن اندیشه‌ام

شرم می‌آید ز تردستان مرا هرچند ساخت

آتش یاقوت را خاموش آب تیشه‌ام

بر دلم صائب چو کوه قاف می‌آید گران

گر پری داخل شود در خلوت اندیشه‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۱۲شد گل صد برگ خار از اشک خوش پرگاله ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۱۳بس که باشد شکوه های آتشین در نامه ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۱۴بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۱۵از سواد شهر وحشت می‌کند دیوانه‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۱۶مومنی را می‌کند آزاد از قید فرنگ
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۱۷نیست از عزلت غباری بر دل دیوانه‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۱۸در نبندد چون کمان برروی مهمان خانه ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۱۹ساغر می کی بشوید گرد غم از سینه‌ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.