پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۹۷

تا نظر از عارض گل‌فام او پوشیده‌ام

خار در چشمم اگر روی فراغت دیده‌ام

در به هم پیچیدن زلف درازش عاجزم

من که طومار دو عالم را به هم پیچیده‌ام

سال‌ها در پردهٔ دل خون خود را خورده‌ام

تا درین گلزار چون گل یک دهن خندیده‌ام

من که شمع محفل قُربم درین وحشت‌سرا

کافرم گر پیش پای خویشتن را دیده‌ام

در دهان آتش سوزان به جرات می‌روم

جامهٔ فتحی ز نقش بوریا پوشیده‌ام

باد می‌سنجم کنون و شُکر طالع می‌کنم

در ترازویی که گوهربارها سنجیده‌ام

می‌توان چون آب خواندن از بیاض چشم من

نامهٔ او را ز بس بر چشم تر مالیده‌ام

کوه در دامن نگنجد در فضای لامکان

زیر گردون حیرتی دارم که چون گُنجیده‌ام

جبههٔ من غوطه در گرد کدورت خورده است

غیر پندارد که صندل بر جبین مالیده‌ام

در بیابان طلب در اولین گامم هنوز

من که چون خورشید بر گرد جهان گردیده‌ام

کی پریشان می‌کند خواب اجل صائب مرا

من که در بیداری این خواب پریشان دیده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۹۹اشک را در پرده‌های چشم تر پیچیده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۰۰گاه‌گاه از دیده عبرت با دنیا دیده‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۰۱آب حیوان من نهان در ظلمت شب دیده ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۰۲عشرت روی زمین در بردباری دیده ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۰۳تا ز می قانع به خوناب جگر گردیده ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۰۴سالها گرد زمین چون آسمان گردیده ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۰۵می دود اشک یتیمی بس که بر رخساره ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۰۶با کمال محرمی محرم ازان رخساره ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.