پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۹۴

بی‌تن خاکی چو نام نیکمردان زنده‌ام

سال‌ها شد این لباس عاریت را کنده‌ام

گرچه برگ من زبان شکر و بار افتادگی است

همچنان از حسن سعی باغبان شرمنده‌ام

بس که چون یوسف گران بر خاطراخوان شدم

از وطن هرکس مرا آزاد سازد بنده‌ام

مطلبم زین نعل وارون جز تلاش نام نیست

چون عقیق از نام در ظاهر اگر دل کنده‌ام

چون قلم تنگ بر من از سیه‌کاری جهان

نیست جز یک پشت ناخن دستگاه خنده‌ام

نیست صائب غیر آه ناامیدی خوشه‌اش

تخم امیدی که من در شوره‌زار افکنده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۹۶تا شده است از دوربینی عاقبت‌بین دیده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۹۷تا نظر از عارض گل‌فام او پوشیده‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۹۸این منم در دست زلف یار را پیچیده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۹۹اشک را در پرده‌های چشم تر پیچیده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۰۰گاه‌گاه از دیده عبرت با دنیا دیده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۰۱آب حیوان من نهان در ظلمت شب دیده ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۰۲عشرت روی زمین در بردباری دیده ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۰۳تا ز می قانع به خوناب جگر گردیده ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.