پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۹۱

ناف سوز لاله داغ مشکسود آورده ام

چون کنم در خانه دل آنچه بود آورده ام

از سفر می آیم و لخت جگر دارم به بار

مجمر خود را بشارت ده که عود آورده ام

گوهرم را چون به سنگ بی تمیزی نشکند

آب مروارید در چشم حسود آورده ام

چون نگردد اشک نومیدی به گرد چشم من

رونمای آتش بی دود دود آورده ام

ای زمین هند آیین برومندی ببند

از صفاهان دیده ای چون زنده رود آورده ام

جراتی گو داری ای بلبل قدم درپیش نه

صائبا را بر سر گفت و شنود آورده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۹۳ماه مصرم در حجاب چاه کنعان مانده ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۹۴بی‌تن خاکی چو نام نیکمردان زنده‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۹۵مدتی چون غنچه در خون جگر پیچیده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۹۶تا شده است از دوربینی عاقبت‌بین دیده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۹۷تا نظر از عارض گل‌فام او پوشیده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۹۸این منم در دست زلف یار را پیچیده‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۹۹اشک را در پرده‌های چشم تر پیچیده‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۰۰گاه‌گاه از دیده عبرت با دنیا دیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.