پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۹۰

از جنون، این عالَمِ بیگانه را گم کرده‌ام

آسمان‌سیرم زمینِ خانه را گم کرده‌ام

نه من از خود، نه کسی از حالِ من دارد خبر

دل، مرا و من، دلِ دیوانه را گم کرده‌ام

چون سلیمانم که از کف داده‌ام تاج و نگین

تا ز مستی، شیشه و پیمانه را گم کرده‌ام

از منِ بی‌عاقبت، آغازِ هستی را مپرس

کز گران‌خوابی، سرِ افسانه را گم کرده‌ام

در چنین وقتی که بی‌پرواز شد زلفِ سخن

از پریشان‌خاطری‌ها، شانه را گم کرده‌ام

بس که در یک‌جا ز غلطانی نمی‌گیرد قرار

در نظر، آن گوهرِ یکدانه را گم کرده‌ام

طفل می‌گرید چو راهِ خانه را گم می‌کند

چون نگریم من که صاحب‌خانه را گم کرده‌ام؟

به که در دنبالِ دل باشم به هرجا می‌رود

من که «صائب»، کعبه و بتخانه را گم کرده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۹۲سر چو دود از روزن اختر برون آورده ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۹۳ماه مصرم در حجاب چاه کنعان مانده ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۹۴بی‌تن خاکی چو نام نیکمردان زنده‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۹۵مدتی چون غنچه در خون جگر پیچیده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۹۶تا شده است از دوربینی عاقبت‌بین دیده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۹۷تا نظر از عارض گل‌فام او پوشیده‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۹۸این منم در دست زلف یار را پیچیده‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۹۹اشک را در پرده‌های چشم تر پیچیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.