پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۸۴

چون قدح از عکس ساقی در بهشت افتاده ام

در خرابات مغان خوش سر نوشت افتاده ام

در جهان آب و گل از درد و داغ عشق او

دوزخی دارم که از یاد بهشت افتاده ام

خارو گل آب از بهارستان وحدت می خورد

من ز غفلت در تمیز خوب وزشت افتاده ام

خم به فکر خاکساریهای من خواهد فتاد

چند روزی بر زمین گر همچو خشت افتاده ام

چون به داغ غربت من دل نسوزد سنگ را

خال موزونم که به رخسار زشت افتاده ام

من که صائب تا به گردن در گل تن مانده ام

زین چه حاصل کز ازل گردون سرشت افتاده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۸۶در نمود نقش‌ها بی‌اختیار افتاده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۸۷در ته یک پیرهن از یار دور افتاده ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۸۸تا به فکر شبرویهای خیال افتاده ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۸۹بوالعجب مجموعه‌ها از کف به حسرت داده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۹۰از جنون، این عالَمِ بیگانه را گم کرده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۹۱ناف سوز لاله داغ مشکسود آورده ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۹۲سر چو دود از روزن اختر برون آورده ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۹۳ماه مصرم در حجاب چاه کنعان مانده ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.