پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۸۰

گرچه از دریا به ظاهر چون گهر بگسسته‌ام

از ره پنهان به آن روشن‌روان پیوسته‌ام

در سرانجام جهان از بی‌دماغی‌های من

می‌توان دانست دل بر جای دیگر بسته‌ام

چون شود مانع مرا از سیر زنجیر جنون

من که از بند فرنگ عقل بیرون جسته‌ام

آشنا جویان عالم خویش را گم کرده‌اند

فارغم از آشنایان تا به خود پیوسته‌ام

در شکست کشتی من موج خونخواری شده است

هر لب نانی که بر خوان فلک بشکسته‌ام

گرچه عالم منتظم از فکر باریک من است

در نظر بی‌قدرتر از رشتهٔ گلدسته‌ام

بگذرانم چون سلام آشنایی را ز خود

از دهان شیر پندارم مسلم جسته‌ام

می‌شمارد عشق صائب از تن‌آسانان مرا

گرچه از درد طلب هرگز ز پا ننشسته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۸۲گر چنین شویَد غبار زهد از دل باده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۸۳فکر حاصل ره ندارد در دل آزاده ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۸۴چون قدح از عکس ساقی در بهشت افتاده ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۸۵روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۸۶در نمود نقش‌ها بی‌اختیار افتاده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۸۷در ته یک پیرهن از یار دور افتاده ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۸۸تا به فکر شبرویهای خیال افتاده ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۸۹بوالعجب مجموعه‌ها از کف به حسرت داده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.