پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۷۵

گر تشنه اسراری پیش آر شراب اول

گر گنج همی خواهی می گرد خراب اول

ان نقطه خاموشی درحرف نمی گنجد

بر طاق فراموشی بگذار کتاب اول

از ترک هوا آخر با بحر یکی گردند

هر چند هوا جویند مردم چو حباب اول

از لطف بهار آخر دریای گهر گردد

جز دود و بخاری نیست هر چند سحاب اول

تا در پس این پرده است دل صاف نمی گردد

چون زنده دلان بگذر از پرده خواب اول

از خنده عشق ای دل زنهار مشو ایمن

بستر ز نمک سازند از بهرکباب اول

حاشا که طمع گردد دل سایل

گر عرض دهد بردل تلخی جواب اول

آنان که خبر دارند از آخر کار خود

شرط است که بگذارند پارا به حساب اول

افسرده تر از پیری است دولت چو کهن گردد

هر چنددل افروزست چون عهد شباب اول

هر چند چمن پیرا درپاس چمن کوشد

آتش نفسان از گل گیرند گلاب اول

با ما سخنی سرکن کان مهر جهان آرا

ذرات جهان را داد تشریف خطاب اول

هشیار به حرف ما صائب نتوان پی برد

تر طیب دماغی کن ازباده ناب اول

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۷۷سعی کن در عزت سی پاره ماه صیام
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۷۸موبه‌مو دارم به خاطر خط جانان را تمام
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۷۹روی گرم لاله شد برق کتان توبه ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۸۰گرچه از دریا به ظاهر چون گهر بگسسته‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۸۱از تحمل راه گفت و گو به دشمن بسته ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۸۲گر چنین شویَد غبار زهد از دل باده‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۸۳فکر حاصل ره ندارد در دل آزاده ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۸۴چون قدح از عکس ساقی در بهشت افتاده ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.