پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۶۹

از سرکشی و ناز ندارد سر ما گل

سرپیش فکنده است به تقریب حیا گل

کو فرصت دلجویی مرغان گرفتار

خاری نتوانست برآورد ز پا گل

یکرنگی عشق است که از خاک برآید

با جامه خونین به طریق شهدا گل

غافل مشو از شبنم این باغ که چیده است

زان روعرق شرم به دامان نشو قبا گل

از زخم زبان است نشاط دل افگار

در دامن خاشاک کند نشو و نما گل

حسن از نظر پاک محابا ننماید

ازدیده شبنم نکند شرم و حیا گل

مگشا به شکر خنده لب خویش که باشد

درمرتبه غنچگی انگشت نما گل

چشم نگران است سراپای ز شبنم

تا زان رخ گلرنگ کند کسب صفا گل

رنگین سخنان درسخن خویش نهادنند

از نکهت خود نیست به هر حال جدا گل

دلتنگی جاوید نگهبانی عمرست

از خنده خود رفت به تاراج فنا گل

از پاکی عشق است که در پرده شبها

در خواب رود مست به زیر پرما گل

با نیک و بد خلق بود لطف تو یکسان

خندد به یک آیین به رخ شاه و گدا گل

صائب ز نواسنجی ما غنچه شد آن شوخ

هر چند که خندان شود از باد صبا گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۷۱چو خواهی عاقبت شد رزق موران
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۷۲ز خلوت برنمی‌آیی چه حاصل
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۷۳ای از رخت هر خار را سامان بستان در بغل
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۷۴گلبانگ به از زرست ای گل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۷۵گر تشنه اسراری پیش آر شراب اول
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۷۶عاشق صادق نمی دارد تمناهای خام
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۷۷سعی کن در عزت سی پاره ماه صیام
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۷۸موبه‌مو دارم به خاطر خط جانان را تمام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.