پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۶۱

از سوختن زیاده شود برگ و بار دل

چون داغ لاله است درآتش بهار دل

ماهی ز آب بحر ندارد شکایتی

چون باده است تلخی غم سازگار دل

از مرکزست گردش پرگار زینهار

غافل مشو ز نقطه گردون مدار دل

آب گهر ز قرب صدف سنگ گشته است

افتاده است در گره از جسم کار دل

گرد یتیمی به غریبی فتاده ای است

جز دل به هر کجا که نشیند غبار دل

بر شیشه حباب هوا سنگ می شود

دارد خطر ز سایه خود شیشه بار دل

یک بار است کن به غلط وعده مرا

کز وعده دروغ شدم شرمسار دل

نازکدلان به پرتوی از کار می روند

مهتاب کار سیل کند در دیار دل

دیوی است در لباس پریزاد جلوه گر

عکس جهان درآینه بی غبار دل

زنهار در کشاکش دوران صبور باش

کز گوشمال چرخ بود گوشوار دل

گویی است چرخ درخم چوگان قدرتش

چون پای در رکاب کند شهسوار دل

مشغول خاکبازی طفلانه است اشک

در تنگنای سینه من از غبار دل

این تار چون گسسته شد آهنگ می شود

خوش باش اگر زهم گسلد پودو تار دل

صائب سرش همیشه بود همچو سرو سبز

آزاده ای که سعی کند در شکار دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۶۳تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۶۴آن کس که درد رابه دوا می کند بدل
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۶۵روزی که سوخت برق تجلی نقاب گل
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۶۶تا بدر شد ز دیده نهان شد هلال گل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۶۷حیرت نگر که در بغل غنچه بوی گل
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۶۸تا چند کشم درد سر از رهگذر دل
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۶۹از سرکشی و ناز ندارد سر ما گل
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۷۰مرو بیرون ز عشرتخانه دل
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.