پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۵۹

رخسار همچو ماه تو از عنبرین هلال

درگوش آفتاب کشد حلقه زوال

فارغ زرشک آینه وآب کرده است

عشاق را نظاره آن حسن بی مثال

بر لعل او عقیق کند آب خود سبیل

بر سیب او سهیل کند خون خود حلال

لب نیست رخنه ای توان بست چون گشود

چندان که ممکن است بپرهیز از سوال

صائب دلش فسرده نگردد ز برگریز

مرغی که بهار کشد سر به زیر بال

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۶۱از سوختن زیاده شود برگ و بار دل
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۶۲چرخ است حلقه در دولتسرای دل
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۶۳تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۶۴آن کس که درد رابه دوا می کند بدل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۶۵روزی که سوخت برق تجلی نقاب گل
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۶۶تا بدر شد ز دیده نهان شد هلال گل
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۶۷حیرت نگر که در بغل غنچه بوی گل
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۶۸تا چند کشم درد سر از رهگذر دل
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.