پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۵۸

جدا ز دولت وصلش به گریه ام مشغول

به سبحه است سر و کار عامل معزول

به آب تا نرساند روان نمی‌گردد

به خانه‌ای که کند قهرمان عشق نزول

سپهر دشمن جان‌های آرزومندست

که بر بخیل گران است میهمان فضول

تمام سجده سهوست طاعتی که مراست

مگر به قبله ابروی او شود مقبول

نظر سیاه نسازد به کام هر دو جهان

ز گرد راه تو هر دیده‌ای که شد مکحول

تلاش کام تو را زیر چرخ زیبنده است

به صید ماهی اگر غرقه می‌شود مشغول

مرا ز پست و بلند سپهر باکی نیست

به یک قرار بود مهر در طلوع و افول

بود چو سنگ فلاخن همیشه سرگردان

سبکسری که ز میزان عدل کرد عدول

مراست گوشه دل خوشتر از چمن صائب

که زیر بال بود گلستان مرغ ملول

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۶۰دارم ز دست رفته عنانی ز دود دل
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۶۱از سوختن زیاده شود برگ و بار دل
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۶۲چرخ است حلقه در دولتسرای دل
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۶۳تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۶۴آن کس که درد رابه دوا می کند بدل
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۶۵روزی که سوخت برق تجلی نقاب گل
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۶۶تا بدر شد ز دیده نهان شد هلال گل
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۶۷حیرت نگر که در بغل غنچه بوی گل
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.