پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۵۵

ازان زمان که ترا دیده در گلستان گل

ز شبنم است سراپای چشم حیران گل

ز بیغمی دل ما پاره گردیده است

ز هرزه خندی خود می شود پریشان گل

نشد که غنچه منقار ما شکفته شود

درآن چمن که شود بی نسیم خندان گل

فتاده است براین دشت سایه لیلی

مزن ز آبله بر خار این بیابان گل

درآن چمن که تو برداری آستین زدهن

درآستین کند از شرم خنده پنهان گل

خیال بستر و بالین کمال بی شرمی است

درآن ریاض که باشد ز غنچه خسبان گل

ز تاب روی که خونش به جوش آمده است

که ریزد از عرق شرم رنگ طوفان گل

گره چو گریه خونین شده است دررگ شاخ

ز خجلت رخ شبنم فشان جانان گل

یکی هزار شد امید اشک ریزان را

گذاشت تا سر شبنم به روی دامان گل

مپوش چشم چو شبنم درین چمن صائب

که چون ستاره صبح است برق جولان گل

درآن چمن که گشاید سفینه را صائب

شود به زیر پر عندلیب پنهان گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۵۷مشو چو بیخبران غافل از نظاره گل
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۵۸جدا ز دولت وصلش به گریه ام مشغول
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۵۹رخسار همچو ماه تو از عنبرین هلال
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۶۰دارم ز دست رفته عنانی ز دود دل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۶۱از سوختن زیاده شود برگ و بار دل
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۶۲چرخ است حلقه در دولتسرای دل
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۶۳تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۶۴آن کس که درد رابه دوا می کند بدل
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.