پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۵۲

گذشت عمر ازین خاکدان برآ ای دل

چه همچو سنگ نشان مانده ای به جا ای دل

جدا ز جسم چو بی اختیار خواهی شد

به اختیار نگردی چرا جدا ای دل

به باد داد هوا صد هزار سرچو حباب

چه می زنی به گره هر نفس هوا ای دل

شود چو پرده بیگانگی حجاب ترا

به هر چه غیر خدا گردی آشنا ای دل

جمال شاهد مقصود چشم برراه است

چرا نمی دهی آیینه را جلا ای دل

برون نرفته ز خود پشت رابه دنیا کن

مباد حشر شوی روی بر قفا ای دل

شود به صبر دوا دردهای بی درمان

چه درد خود کنی آلوده دوا ای دل

ز پوست غنچه برآمد ز سنگ لاله دمید

تو نیزاز ته دیوار تن برآ ای دل

به هر که بود درین عالم آشنا گشتی

چرا به خویش نمی گردی آشنا ای دل

اگر نه از تو دلارام برده است آرام

چرا قرار نگیری به هیچ جا ای دل

نه برق در تو نه باد جهان نورد رسد

به این شتاب کجا می روی کجا ای دل

به خون خویش اگر تشنه نیستی چون شیر

زنی برای چه سر پنجه با قضا ای دل

ترا چو آه سحر گاه گرهگشایی هست

به کار خویش فرو مانده ای چرا ای دل

غریق را نتواند غریق دست گرفت

چه می بری به کسی هردم التجا ای دل

درین سفر که زریگ روان خطر بیش است

مشو ز صائب بی دست وپا جدا ای دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۵۴اگر شود زنی بوریا شکر حاصل
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۵۵ازان زمان که ترا دیده در گلستان گل
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۵۶زهی به جوش زرشکت شراب خنده گل
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۵۷مشو چو بیخبران غافل از نظاره گل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۵۸جدا ز دولت وصلش به گریه ام مشغول
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۵۹رخسار همچو ماه تو از عنبرین هلال
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۶۰دارم ز دست رفته عنانی ز دود دل
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۶۱از سوختن زیاده شود برگ و بار دل
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.