پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۳۶

نیست امروزی چو شبنم عشق من باروی گل

در حریم بیضه خلوت داشتم با بوی گل

آب چشم بلبلان آیینه داری می کند

می نهد شبنم عبث آیینه بر زانوی گل

در گلستانی که رخسار تو گردد بی نقاب

رنگ نتواند گرفتن خویش را بر روی گل

عشق در مستی عنان شرم می دارد نگاه

ناله بلبل نپیچد از ادب با بوی گل

بلبلان چون سر ز زیر بال بیرون آورند

در گلستان که باشد خار همزانوی گل

فارغم از دور باش خار و منع باغبان

من که از گل قانعم صائب به گفت و گوی گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۳۸نمی گردند ارباب بصیرت از خدا غافل
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۳۹بدر از روشنی عاریه گردید هلال
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۴۰عشق را نغمه داود بود شیون دل
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۴۱مکش ای سلسله مورو به هم از زاری دل
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۴۲تو و آوازه خوبی و من و زاری دل
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۴۳دل شبها مشو از دیده گریان غافل
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۴۴من که هرپاره دلم هست به صد جا مشغول
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۴۵شکوه حسن فزون گردد از لباس جلال
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.