پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۲۴

می کند بتگر اگر بت زمان حاصل ز سنگ

من بتی دارم که هر دم می تراشد دل ز سنگ

از محک پروا ندارد نقره کامل عیار

سر نپیچد هر که در سودا شود کامل ز سنگ

لاله کوهم شراب من ز جوش غیرت است

می کنم زنگی به صد خونم جگر حاصل ز سنگ

همچنان از شوخ چشمی بر سر بازارهاست

راز او را چون شرر سازم اگر محمل ز سنگ

در جنون از سنگ طفلان شکوه کافر نعمتی است

کرد خوانسالار قسمت نقل این محفل ز سنگ

تا مبادا از تهیدستی ز من غافل شوند

می کنم پر دامن اطفال را غافل ز سنگ

ساده لوحی بین که دارد شیشه خونگرم ما

با کمال دشمنی امید روی دل ز سنگ

عاقلان ز اندیشه روزی دل خود می خورند

برگ عیش کوچه گردان می شود حاصل ز سنگ

زاهد افسرده را رطل گران آدم نکرد

تیغ چو بین کی بریدن را شود قابل ز سنگ

چون نگیرند از هوا سنگ عاشقان

رو سفیدی دانه ها را میشود حاصل ز سنگ

در گذر از بیستون چون برق ای شیرین مباد

سر زند چون لاله خونین پنجه ای غافل ز سنگ

تن پرستان زیر دیوار از گرانی مانده اند

ورنه می آید شرر بیرون به بوی دل ز سنگ

شام غفلت گر چنین افسانه پردازی کند

پای خواب آلود می آید برون مشکل ز سنگ

این جواب آن غزل صائب که میربلخ گفت

نیستم غافل که دارد دلبر من دل ز سنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۲۶می زنم گرم ز بس تیشه خود بر رگ سنگ
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۲۷پیش چشمی که ز کان لعل برون آورده است
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۲۸جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۲۹به چشم راه شناسان بود بیابان تنگ
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۳۰آمد بهار و شد در و دیوار لاله رنگ
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۳۱از روی لاله گون تو در خون تپید رنگ
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۳۲از تنک رویی شود همصحبت هر خار گل
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۳۳چون قفس پر رخنه شد دیوار باغ از جوش گل
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.