پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۲۳

پای سعی دیگران آمد گر از صحرا به سنگ

در وطن آمد مرا از خواب سنگین پا به سنگ

بر دل پرخون عاشق نیست کوه غم گران

می زند پهلو به زور باده این مینا به سنگ

خنده کبک از ترحم هایهای گریه شد

تا که را در کوهسار عشق آمد پابه سنگ

از شکست زلف کی گردد پریشان خاطرش ؟

آن که چندین شیشه دلی را زند یکجابه سنگ

باد عکس مراد آیینه اش صورت پذیر

آن که از سنگین دلی زدشیشه مارابه سنگ

نیست چز دندان شکستن چاره ای کج بحث را

ازدم عقرب گره نتوان گشود الا به سنگ

گر نگشتی جذبه فرهاد دامنگیر او

کی ز شوخی می گرفتی نقش شیرین پابه سنگ

من به افسون نرم کردم آن دل چون سنگ را

جوی شیر از تیشه گر فرهاد کرد انشا به سنگ

راه سخت وهمراهان ناساز ومرکب کندرو

هیچ رهرو را چندین جا نیاید پابه سنگ

همچنان در جستجوی رزق خودسر گشته ام

گرچه گشتم چون فلاخن قانع ازدنیا به سنگ

بیش و کم رابا نظر سنجند روشن گوهران

احتیاجی نیست میزان قیامت رابه سنگ

با گرانجانی به معراج هنر نتوان رسید

سخت دشوارست سیر عالم بالابه سنگ

آب چشم من ندارد در دل سخت توراه

ورنه سازد چشمه حکم خویش رااجرابه سنگ

ناتوانی عقده های سهل رامشکل کند

خامه های سست راازنقطه آید پابه سنگ

بود از سنگ ملامت مهره گهواره ام

نیست امروز از جنون ربط من شیدا به سنگ

حرف سخت ازبردباری بر دل مابار نیست

می دهد پهلو درخت میوه دار مابه سنگ

آه کز خواب گران درراه سیل حادثات

همچو دست آسیا رفته است پای مابه سنگ

بر دل پرخون ندارد سختی ایام دست

نیست ممکن کشتی آید در دل دریا به سنگ

از دل شب تیرگی بسیاری انجم نبرد

از سر مجنون کجا بیرون سودابه سنگ

می شود از مهره موم این زمان دندانه دار

بود اگر چون تیشه چندی ناخنم گیرا به سنگ

گر به سنگ آمد ز ساحل کشتی امید خلق

صائب آمد کشتی ما در دل دریا به سنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۲۵می شود دایره خلق ز بیماری تنگ
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۲۶می زنم گرم ز بس تیشه خود بر رگ سنگ
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۲۷پیش چشمی که ز کان لعل برون آورده است
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۲۸جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۲۹به چشم راه شناسان بود بیابان تنگ
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۳۰آمد بهار و شد در و دیوار لاله رنگ
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۳۱از روی لاله گون تو در خون تپید رنگ
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۳۲از تنک رویی شود همصحبت هر خار گل
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.