پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۱۰

کناره گیر ازین قوم بی مروت خشک

که داغ تشنه لبی به بود ز منت خشک

نزد برآتش من آب،سبزه خط او

فزود تشنگی شوق ازین کتابت خشک

به بوسه ای جگرم تازه کن که ممکن نیست

کز آن عقیق تسلی شوم به منت خشک

ز روی خوب طلبکار حسن معنی باش

مرو زراه چو نادیدگان به صورت خشک

مرا به عالم آب ای خضر هدایت کن

که سوخت مغز من از زاهدان و صحبت خشک

خوشم به شیشه که آب حیات می بخشد

بس است اگر چه ز گردنکشان اطاعت خشک

ازان به کام گرانمایگان گوارایم

که همچو آب گهر قانعم به عزت خشک

ز دود، قطره آبی به چشم می آید

چه حاصل است ازین ابربی مروت خشک ؟

ز تاره رویی بحر گهر چه گل چیدم؟

که درسراب کنم پهن، دام رغبت خشک

به ناامیدی من رحم کن، مروت نیست

که از محیط قناعت کنم به رخصت خشک

درین محیط گرانمایه آن کف پوچم

که دربساط ندارم به جز ندامت خشک

مرا به موجه رحمت ز دست من بستان

که درمحیط زمین گیرم از خجالت خشک

مگر قبول توآبی به روی کارآرد

و گرنه گرده شرمندگی است طاعت خشک

فغان که زاهد بی معرفت نمی داند

که کار هیزم ترمی کند عبادت خشک

سخن که نیست در او درد، تیغ بی آب است

زبان خویش بشو صائب از نصیحت خشک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۱۲از بس شدند زهره جبینان نهان به خاک
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۱۳جمعی که پیش خلق گذارند به خاک
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۱۴داده است بس که سینه صافم جلای اشک
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۱۵از خشک طینتان مطلب جز جواب خشک
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۱۶از ترزبانیم نشد آسوده کام خشک
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۱۷خامش نمی شوم چو جرس بادهان خشک
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۱۸دل را نکند گریه ز اندوه جهان پاک
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۱۹از گرد خط آن غنچه مستور شود خشک
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.