پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۰۰

می شود خرج زمین چون میوه خام افتد به خاک

وای بر آن کس که اینجا ناتمام افتد به خاک

از طلوع و از غروب مهر روشن شد که چرخ

هرکه را برداشت صبح از خاک، شام افتد به خاک

بی تأمل از لب هرکس که حرفی سر زند

مست خواب آلوده‌ای از پشت بام افتد به خاک

هست بیرنگی همان در گوهر او برقرار

پرتو خورشید اگر رنگین ز جام افتد به خاک

نیست کبر و سرکشی در طینت روشندلان

پرتو خورشید پیش خاص و عام افتد به خاک

بس که دارد سرو او را تنگ در بر سرکشی

نیست ممکن سایه آن خوشخرام افتد به خاک

هست از دشمن تواضع ریشه مکر و فریب

کی بود از خاکساران گرچه دام افتد به خاک!

در وصال از حسرت سرشار من دارد خبر

هرکه را در پای گل از دست جام افتد به خاک

از نوای دلخراش من به یاد گلستان

اشک گردد دانه و از چشم دام افتد به خاک

از هوا گیرد سخن را چون طرف باشد رسا

مستمع چون نارسا کلام افتد به خاک

دم زدن کفرست در بزم حضور خامشان

برهمن پیش صنم جای سلام افتد به خاک

دیده‌های پاک سازد ناتمامان را تمام

نور ماه ناقص از روزن تمام افتد به خاک

می‌فتد از پختگی بر خاک هرجا میوه‌ای است

جز سخن صائب که چون افتاد خام، افتد به خاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۰۲بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۰۳نشأه می گرچه نتوان یافتن از جام خشک
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۰۴نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۰۵غوره من شد مویز از سردی دنیای خشک
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۰۶زخم ما را بستر آرام باشد از نمک
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۰۷قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۰۸نه شبنم است چمن را به روی آتشناک
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۰۹زبس که کرد نهان چرخ نقد جان درخاک
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.