پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۹۸

می‌توان با تازه‌رویان شد قرین از چشم پاک

در گلستان است شبنم خوش‌نشین از چشم پاک

برندارد شاخ نرگس از حجاب حسن او

با کمال شوخ‌چشمی آستین از چشم پاک

جویبار از صافی سرچشمه می‌گیرد صفا

می‌شود حسن نکویان شرمگین از چشم پاک

ترک شوخی کن که در بزم بهشت آیین گل

شبنم افتاده شد بالانشین از چشم پاک

می‌توان از پاک‌چشمی حسن را تسخیر کرد

شد صدف گهواره در ثمین از چشم پاک

تلخ شد بر شورچشمان خواب، تا بادام کرد

بستر و بالین خود را شکرین از چشم پاک

می‌کند آب گهر را تلخ در کام صدف

قطره اشکی که افتد بر زمین از چشم پاک

دایم از گرد یتیمی روزگارش تیره است

نیست حسنی را که ابری در کمین از چشم پاک

می‌کند دندانه تیغ آتشین برق را

خرمن حسنی که دارد خوشه‌چین از چشم پاک

شبنم از تردامنی می‌گیرد از گل بوسه‌ها

بلبل بیچاره می‌بوسد زمین از چشم پاک

می‌نشیند زود نقش ساده‌لوحان بر مراد

بوسه‌ها بر دست خوبان زد نگین از چشم پاک

هرکه چون آیینه صائب شست دست از آرزو

در حریم حسن شد زانونشین از چشم پاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۰۰می شود خرج زمین چون میوه خام افتد به خاک
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۰۱زخمی تیغ شهادت زنده می خیزد ز خاک
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۰۲بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۰۳نشأه می گرچه نتوان یافتن از جام خشک
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۰۴نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۰۵غوره من شد مویز از سردی دنیای خشک
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۰۶زخم ما را بستر آرام باشد از نمک
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۰۷قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.