پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۹۲

در دل خلد چو تیر قضا هر ادای خلق

رحم است بر کسی که شود آشنای خلق

صبح قیامت است جبین گشاده شان

برق فناست خنده دندان نمای خلق

در شوره زار ریختن آب زندگی است

از عمر آنچه صرف کنی دررضای خلق

در چار موجه لنگر کشتی است بادبان

آسودگی طمع مکن ازآشنای خلق

مرغی است کز گسستن دام است دلگران

آن ساده دل که شکوه کند از جفای خلق

درآب زیر کاه خطر بیشتر بود

از ره مرو به ظاهر صلح وصفای خلق

هرکس که برتو پشت کند مغتنم شمار

کز روی کار خلق بود به، قفای خلق

تارو به خلق داری، پشتت به قبله است

بر خلق پشت کن که شوی مقتدای خلق

سیری ز حرف پوچ ندارندمردمان

بی دانه سیر و دور کند آسیای خلق

از پنبه ناز مرهم کافور می کشد

گوشی که شد گزیده زآواز پای خلق

دلسوزیش به اشک ندامت سرشته بود

بستیم چشم یکقلم از توتیای خلق

تا وحشتم به وادی تنها روی فکند

برمن دهان شیر بود نقش پای خلق

در دیده ها سبک نشوی تا چو برگ کاه

ازجا مرو به جاذبه کهربای خلق

صائب به درد خویش ز درمان کن اختصار

کز درد بی دواست گرانتر دوای خلق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۹۴در زلف تو آویخت دل از قید علایق
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۹۵از ملامتگر ندارد یوسف بی جرم، باک
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۹۶عاشق سرگشته را از گردش دوران چه باک ؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۹۷زلف کافر کیش راز آزار دین چه باک ؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۹۸می‌توان با تازه‌رویان شد قرین از چشم پاک
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۹۹کیست آرد پشت گردون ستمگر را به خاک
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۰۰می شود خرج زمین چون میوه خام افتد به خاک
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۰۱زخمی تیغ شهادت زنده می خیزد ز خاک
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.