پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۹۶

عاشق سرگشته را از گردش دوران چه باک ؟

موج دریا دیده را از شورش طوفان چه باک ؟

کشتی بی ناخدا رابادبان لطف خداست

موج ازخود رفته را ز بحر بی پایان چه باک ؟

سد راه عشق نتواند شدن تدبیر عقل

سیل بی زنهار رااز تنگی میدان چه باک ؟

نیست وحشت ازغبار تن دل آگاه را

پرتو خورشید را از خانه ویران چه باک ؟

نیست درکنعان زیوسف دور بوی پیرهن

روح بالا دست را از عالم امکان چه باک ؟

پاکدامانی است باغ دلگشا آزاده را

یوسف بیجرم را از تنگی زندان چه باک ؟

فارغند از خصمی اختر ملایم طینتان

میوه فردوس را از تیری دندان چه باک ؟

از محک پروا ندارد نقره کامل عیار

خود حسابان رازروز محشر ودیوان چه باک ؟

می کند رسوا ترازو جنس ناسنجیده را

مردم سنجیده را ازشکوه در حشر از میزان چه باک ؟

نیست گردون منفعل از تلخکامیهای خلق

میزبان سفله را از شکوه مهمان چه باک ؟

رو نمی تابد ز حرص ازنان سوزن دار، سگ

دیده های نرم را از تیزی دربان چه باک ؟

شمع می لرزد به جان خویش از بیمایگی

شعله پرمایه را ز افشاندن دامان چه باک؟

سرو ازبیمهری باد خزان آسوده است

صائب آزاده را از سردی دوران چه باک ؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۹۸می‌توان با تازه‌رویان شد قرین از چشم پاک
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۹۹کیست آرد پشت گردون ستمگر را به خاک
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۰۰می شود خرج زمین چون میوه خام افتد به خاک
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۰۱زخمی تیغ شهادت زنده می خیزد ز خاک
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۰۲بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۰۳نشأه می گرچه نتوان یافتن از جام خشک
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۰۴نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۰۵غوره من شد مویز از سردی دنیای خشک
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.