پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۹۵

از ملامتگر ندارد یوسف بی جرم، باک

گرد تهمت پاک می سازد ز رخ دامان پاک

عیب می گردد هنر در دیده های پاک بین

نور ماه ناقص از روزن تمام افتد به خاک

از سر تقصیر ما ای محتسب گر نگذری

مرحمت کن حد ماباری بزن با چوب تاک

چرب نرمی سد راه سیل آفت می شود

باده زورین نمی سازد کدو را سینه چاک

هست ماه عید، صیقل درنظر آیینه را

عاشق پر دل نمی اندیشد از تیغ هلاک

خاکساری سرکشان رابر سر رحم آورد

ورنه تیر آن کمان ابرو نمی افتد به خاک

گلعذاری کز تراش خط صفا دارد طمع

زنگ را با دامن تر می کند ز آیینه پاک

دیدن وضع جهان بارست بر روشندلان

نیست صائب شکوه ای ما را ز چشم خوابناک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۹۷زلف کافر کیش راز آزار دین چه باک ؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۹۸می‌توان با تازه‌رویان شد قرین از چشم پاک
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۹۹کیست آرد پشت گردون ستمگر را به خاک
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۰۰می شود خرج زمین چون میوه خام افتد به خاک
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۰۱زخمی تیغ شهادت زنده می خیزد ز خاک
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۰۲بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۰۳نشأه می گرچه نتوان یافتن از جام خشک
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۰۴نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.