پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۹۰

نقش و نگار مار بود سرنوشت خلق

با زهر کرده اند همانا سرشت خلق

هر خوشه صد زبان ملامت کشیده است

زنهار چشم رزق نداری ز کشت خلق

از بهر نان در آتش حرصند روز و شب

بود از گل تنور همانا سرشت خلق

مردم ز بیم آتش دوزخ درآتشند

مارا خدا پناه دهد از بهشت خلق

سوزن به دل ز رشته مریم شکسته ام

برزخم من چه بخیه زند دست رشت خلق؟

چون غنچه بالشم سر زانوی وحدت است

در زیر سنگ نیست سر من زخشت خلق

با صد چراغ می طلبم عیب خویش را

کو فرصتی که فرق کنم خوب وزشت خلق؟

در تنگنای بیضه عنقا گریخته است

صائب ز بس رمیده از اطوار زشت خلق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۹۲در دل خلد چو تیر قضا هر ادای خلق
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۹۳صبح قیامت بود چاک گریبان عشق
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۹۴در زلف تو آویخت دل از قید علایق
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۹۵از ملامتگر ندارد یوسف بی جرم، باک
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۹۶عاشق سرگشته را از گردش دوران چه باک ؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۹۷زلف کافر کیش راز آزار دین چه باک ؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۹۸می‌توان با تازه‌رویان شد قرین از چشم پاک
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۹۹کیست آرد پشت گردون ستمگر را به خاک
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.