پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۸۹

گردی است صبح ازنفس راستین عشق

داغی است مهر از جگر آتشین عشق

قفل درنشاط و سرورست قاف عقل

دندانه کلید بهشت است شین عشق

در چشم آفتاب کشد میل خوشه اش

هر دانه ای که غوطه خورد در زمین عشق

چون گل تمام پرده گوش است آسمان

از اشتیاق زمزمه دلنشین عشق

نزدیک گشته است که چون نار شق شود

این نه صدف ز شوکت در سمین عشق

حسن آنچنان که هست تماشای خود نکرد

آیینه دار حسن نشد تا جبین عشق

صائب هوای گلشن جنت نمی کند

در مغز هر که ریشه کند یاسمین عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۹۱آزرده است گوشه نشین از وداع خلق
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۹۲در دل خلد چو تیر قضا هر ادای خلق
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۹۳صبح قیامت بود چاک گریبان عشق
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۹۴در زلف تو آویخت دل از قید علایق
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۹۵از ملامتگر ندارد یوسف بی جرم، باک
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۹۶عاشق سرگشته را از گردش دوران چه باک ؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۹۷زلف کافر کیش راز آزار دین چه باک ؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۹۸می‌توان با تازه‌رویان شد قرین از چشم پاک
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.