پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۸۷

نتوان به پای سعی رسیدن به طور عشق

خوابیده تر ز زلف بود راه دور عشق

دست ستیزه در کمر بیستون کند

درهر سری که هست می تازه زور عشق

از ظلمت وجود که می برد ره برون ؟

گر شمع پیش پای نمی داشت نور عشق

سیری ز شغل عشق ندارند عاشقان

چون آب شور تشنگی افزاست شور عشق

گر جای خار نشتر الماس سر زند

صائب قد نمی کشد ازراه دورعشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۸۹گردی است صبح ازنفس راستین عشق
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۹۰نقش و نگار مار بود سرنوشت خلق
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۹۱آزرده است گوشه نشین از وداع خلق
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۹۲در دل خلد چو تیر قضا هر ادای خلق
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۹۳صبح قیامت بود چاک گریبان عشق
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۹۴در زلف تو آویخت دل از قید علایق
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۹۵از ملامتگر ندارد یوسف بی جرم، باک
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۹۶عاشق سرگشته را از گردش دوران چه باک ؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.