پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۸۴

دل شکسته بود گوهر یگانه عشق

بود ز چهره زرین زر خزانه عشق

به زور عقل گذشتن ز خود میسر نیست

مگر بلند شود دست و تازیانه عشق

به هر چه دل نهی از پیش چشم بردارد

کناره سوز بود بحر بیکرانه عشق

ستاده اند به امید گوشه چشمی

هزار یوسف مصری برآستانه عشق

خم سپهر برین را به دست بردارند

سبو کشان ضعیف شرابخانه عشق

مگر ز سنگ بود پرده های گوش کسی

که ناخنش به جگر نشکند ترانه عشق

حدیث باده چه گویم، که آب می گردد

به هر دلی که زند برق شیشه خانه عشق

بیار جیب و ببر هرگهر که می خواهی

که قفل منع ندارد در خزانه عشق

چو آفتاب ز آتش بهم رسان رویی

که چهره سوز بود خاک آستانه عشق

کسی چگونه کند ضبط خویشتن صائب؟

که نه سپهر به وجدست از ترانه عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۸۶جان تازه می شود ز نسیم بهار عشق
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۸۷نتوان به پای سعی رسیدن به طور عشق
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۸۸قامت ز آه شرط بود در نماز عشق
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۸۹گردی است صبح ازنفس راستین عشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۹۰نقش و نگار مار بود سرنوشت خلق
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۹۱آزرده است گوشه نشین از وداع خلق
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۹۲در دل خلد چو تیر قضا هر ادای خلق
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۹۳صبح قیامت بود چاک گریبان عشق
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.