پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۷۲

از پس صد پرده می تابد فروغ را ز عشق

سرمه نتواند گرفتن راه برآواز عشق

سد اسکندر که چون آیینه ناخن گیر نیست

سینه کبک است پیش چنگل شهباز عشق

کوچه باغ زلف سازد کوچه زنجیر را

هرکه را دربار باشد نافه غماز عشق

می شود ناساز هر ناخن زدن طنبور عقل

تا نوای صور از قانون نیفتد ساز عشق

من کیم تا در نبرد عشق پا محکم کنم ؟

کوه لرزد بر کمر از بیم دست انداز عشق

طوق بر گردن گذارد آهوان قدس را

دست چون بیرون کند زلف کمند انداز عشق

خرمن امید نه گردون شود پامال برق

چون فشاند آستین بی نیازی ناز عشق

از کسادی می زند یوسف ترازو بر زمین

هرکجا دکان گشاید دلبر طناز عشق

دوستان یک جهت از قرب و بعد آسوده اند

می رسد، در هرکجا باشد، به دل آواز عشق

سینه ای کز تیرگی همچشم داغ لاله بود

آب گرداند به چشم داغ، از پرواز عشق

فکر صائب گرچه نازک بود از روز ازل

رنگ دیگر برگرفت از پرتو اعجاز عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۷۴از نقاب سنگ تابد شعله عریان عشق
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۷۵تیغ سیراب است موج بحر طوفان زای عشق
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۷۶نیست آب صافی خاطر روان در جوی خلق
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۷۷به هر طوفانی از جا در نیاید لنگر عاشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۷۸چه غم ازکار فرو بسته ما دارد عشق؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۷۹فتنه روز جزا درته سردارد عشق
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۸۰مشرق سینه چاک است در خانه عشق
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۸۱آسمان کهنه سبویی است ز میخانه عشق
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.