پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۰۱ برسر حرف آمده است چشم سیاهش
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۰۲ از هر صدا نبازم چون کوه لنگر خویش
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۰۳ بر دشمنان شمردم عیب نهانی خویش
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۰۴ در خرابات مغان ستار باش
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۰۵ از کفر توان رستن ای یار به آمیزش
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۰۶ مهر لب هزره گو پرده آهستگی است
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۰۷ هر حلقه ز کاکل رسایش
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۰۸ از قناعت می رود بیرون ز سر سودای حرص
  9. غزل شمارهٔ ۵۱۰۹ ز اضطراب دل کند آن زلف عنبرفام رقص
  10. غزل شمارهٔ ۵۱۱۰ محبت تو ز دل داد پیچ و تاب عوض
  11. غزل شمارهٔ ۵۱۱۱ در رکاب برق دارد پای ،ایام نشاط
  12. غزل شمارهٔ ۵۱۱۲ ندارد صفحه رخسار خوبان اعتبار خط
  13. غزل شمارهٔ ۵۱۱۳ مکن با خاکساران سرکشی در روزگار خط
  14. غزل شمارهٔ ۵۱۱۴ پرست دفتر افلاک از حساب غلط
  15. غزل شمارهٔ ۵۱۱۵ چون برق زود می گذرد آب و تاب خط
  16. غزل شمارهٔ ۵۱۱۶ افتاد ماه عارض او در وبال خط
  17. غزل شمارهٔ ۵۱۱۷ زلف تو نرم شانه شد از گوشمال خط
  18. غزل شمارهٔ ۵۱۱۸ ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟
  19. غزل شمارهٔ ۵۱۱۹ گرچه دارد تلخی زهر اجل جام وداع
  20. غزل شمارهٔ ۵۱۲۰ در عروج نشأه می می کند طوفان سماع
  21. غزل شمارهٔ ۵۱۲۱ می پرستان در سر کوی مغان گردند جمع
  22. غزل شمارهٔ ۵۱۲۲ در کشاکش از زبان آتشین بودم چو شمع
  23. غزل شمارهٔ ۵۱۲۳ سوز دل برداشت آخر پرده از کارم چو شمع
  24. غزل شمارهٔ ۵۱۲۴ روزها گر نیست نم درجویبارم همچو شمع
  25. غزل شمارهٔ ۵۱۲۵ می گدازد زین شراب آتشین مینای شمع
  26. غزل شمارهٔ ۵۱۲۶ آبرو رامی برد از چهره اظهار طمع
  27. غزل شمارهٔ ۵۱۲۷ گرچه صاحب نظرانند تماشایی شمع
  28. غزل شمارهٔ ۵۱۲۸ هرکه گردید ز عبرت به تماشا قانع
  29. غزل شمارهٔ ۵۱۲۹ مابه خون جگریم از می گلگون قانع
  30. غزل شمارهٔ ۵۱۳۰ قرار و صبر ندارند عاشقان سماع
  31. غزل شمارهٔ ۵۱۳۱ ز سیر باغ نگردد دل پریشان جمع
  32. غزل شمارهٔ ۵۱۳۲ ز روشنی جگر داغدار دارد شمع
  33. غزل شمارهٔ ۵۱۳۳ ز سوز عشق بود خارخار گریه شمع
  34. غزل شمارهٔ ۵۱۳۴ منم به گوشه چشمی ز آشنا قانع
  35. غزل شمارهٔ ۵۱۳۵ به خط ازان رخ چون برگ لاله ام قانع
  36. غزل شمارهٔ ۵۱۳۶ منم به نکهت خشکی ز بوستان قانع
  37. غزل شمارهٔ ۵۱۳۷ مشو به دیدن خشک از سمنبران قانع
  38. غزل شمارهٔ ۵۱۳۸ دل مست حیرت و سر پرشور درسماع
  39. غزل شمارهٔ ۵۱۳۹ دل چون شود جدا ز سر زلف یار جمع؟
  40. غزل شمارهٔ ۵۱۴۰ این سرشک آتشین کز دیده می بارد چراغ
  41. غزل شمارهٔ ۵۱۴۱ شعله ور گردد ز شور عشق آواز چراغ
  42. غزل شمارهٔ ۵۱۴۲ هر سرایی را که باشد از دل روشن چراغ
  43. غزل شمارهٔ ۵۱۴۳ دل چه باشد تا کسی از دلستان دارد دریغ؟
  44. غزل شمارهٔ ۵۱۴۴ جان چرا عاشق ازان گل پیرهن دارد دریغ؟
  45. غزل شمارهٔ ۵۱۴۵ به که نطق خویش از اهل زمان دارم دریغ
  46. غزل شمارهٔ ۵۱۴۶ عالم بالا ندارد فیض از پاکان دریغ
  47. غزل شمارهٔ ۵۱۴۷ می کند از مهربانی حفظ طفل نوسوار
  48. غزل شمارهٔ ۵۱۴۸ سخن عشق مدار از دل افگار دریغ
  49. غزل شمارهٔ ۵۱۴۹ چنان که بلبل مسکین بود خزان درباغ
  50. غزل شمارهٔ ۵۱۵۰ شده است هرسو برتنم فتیله داغ
  51. غزل شمارهٔ ۵۱۵۱ دمید صبح و نگشتیم آشنای چراغ
  52. غزل شمارهٔ ۵۱۵۲ به فکر دل نفتادی به هیچ باب دریغ
  53. غزل شمارهٔ ۵۱۵۳ چندان که بهارست و خزان است درین باغ
  54. غزل شمارهٔ ۵۱۵۴ نیست بر آیینه دُردی‌کشان گرد خلاف
  55. غزل شمارهٔ ۵۱۵۵ صد گره در دل ز بحر تلخرو دارد صدف
  56. غزل شمارهٔ ۵۱۵۶ نیست غمگین گوهرم ازتنگی جا در صدف
  57. غزل شمارهٔ ۵۱۵۷ تا شد از نیسان رهین منت احسان صدف
  58. غزل شمارهٔ ۵۱۵۸ گر کنی پنهان گهر را زیر دامان صدف
  59. غزل شمارهٔ ۵۱۵۹ نیست چون صاحبدلی تا گویم از اسرار حرف
  60. غزل شمارهٔ ۵۱۶۰ غافلی از دردمندی ای دل بیمار حیف

متن اشعار به نقل از گنجور.