پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۰۶

مهر لب هزره گو پرده آهستگی است

پنبه به نرمی کند طفل جرس راخموش

برق فنا خنده زد خرمن پندار سوخت

هرچه درین خاکدان بود شد آیینه پوش

رو به بیابان نهاد عقل چو موج سراب

تا صف مژگان اوزد به صف اهل هوش

دامن توفیق را جهد تواند گرفت

پا اگر افتد زکار از سر همت بکوش

هیچ کس ازاهل هوش نیست درین انجمن

چون سر منصور را دارنگیرد به دوش

از دل روشن به خاک با خود شمعی ببر

شیر ز پستان صبح تا به قیامت بدوش

سردی ابنای دهر گرمی از آتش ربود

دیگ تمنای ما چون ننشیند ز جوش؟

صائب اگر شق کنی پرده تقلید را

ازدل ناقوس کفر ذکر حق آید به گوش

عشق درآمد به دل،رفت ز سر عقل و هوش

روی به ساحل نهد کف چوزند بحر جوش

صحبت ما حال شد قال سر خودگرفت

سیل به دریا رسید ماند به ساحل خروش

مغز به باد فنا رفت ز سودای عشق

کف سر خودرا گرفت دیگ چوآمدبه جوش

خضر ره اتحاد ترک لباس خودی است

نغمه چوبی پرده شد راست درآید به گوش

چند توان داشتن در نمد آیینه را؟

دست بکش زآستین ،خرقه بیفکن زدوش

نیست به جز یک شراب درخم و مینا و جام

دیده غفلت بمال باده وحدت بنوش

این شرر شوخ کرد پاره گریبان سنگ

بررخ عشق ازل پرده طاقت مپوش

مرهم راحت کجا داغ مرا به کند؟

آتش خورشید را ابر نسازد خموش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۰۸از قناعت می رود بیرون ز سر سودای حرص
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۰۹ز اضطراب دل کند آن زلف عنبرفام رقص
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۱۰محبت تو ز دل داد پیچ و تاب عوض
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۱۱در رکاب برق دارد پای ،ایام نشاط
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۱۲ندارد صفحه رخسار خوبان اعتبار خط
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۱۳مکن با خاکساران سرکشی در روزگار خط
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۱۴پرست دفتر افلاک از حساب غلط
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۱۵چون برق زود می گذرد آب و تاب خط
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.