پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۱۰

محبت تو ز دل داد پیچ و تاب عوض

گرفت خاک سیه،داد مشک ناب عوض

ستاره ای به دل از داغ عشق او دارم

که نه به ماه کنم نه به آفتاب عوض

به نور عقل درین انجمن کسی بیناست

که کرد دولت بیدار را به خواب عوض

شدم خراب زبیم خراج،ازین غافل

که گنج می طلبند از من خراب عوض

متاع دل به کسی داده ام که خرسندم

ز بد معاملگی گر دهد حساب عوض

که می خورد به می ناب، زهد خشک مرا؟

که با محیط گهر می کند سراب عوض ؟

بهشت نقد شود رزق خوش معامله ای

که می فروشد و گیرد زمن کتاب عوض

مگر به عشق دل خویش خوش کنم صائب

و گرنه عمر ندارد به هیچ باب عوض

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۱۲ندارد صفحه رخسار خوبان اعتبار خط
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۱۳مکن با خاکساران سرکشی در روزگار خط
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۱۴پرست دفتر افلاک از حساب غلط
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۱۵چون برق زود می گذرد آب و تاب خط
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۱۶افتاد ماه عارض او در وبال خط
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۱۷زلف تو نرم شانه شد از گوشمال خط
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۱۸ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۱۹گرچه دارد تلخی زهر اجل جام وداع
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.