پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۱۸

ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟

اگر ز خود نفشانی ز برگ و بار چه حظ؟

بهارتازه کند داغ تخم سوخته را

دماغ سوخته را از وصال یار چه حظ؟

خوش است دامن تحریک نیم سوخته را

جنون کامل مارا زنوبهار چه حظ؟

چراغ صبح به یک جلوه می شود خاموش

مرابه موسم پیری ز اعتبار چه حظ؟

درخت خشک به نشو و نما نمی جوشد

ترا که نیست جنون درسر،ازبهار چه حظ؟

تمام دلخوشی روزگار در عشق است

ترا که عشق نوروزی ز روزگار چه حظ؟

خوش است سوختن داغ با سیه چشمان

ترا که داغ نسوزی ز لاله زار چه حظ؟

ز انتظار شود آب تلخ آب حیات

ز وصل باده گلرنگ بی خمار چه حظ؟

ترا که غم نگرفته است درمیان صائب

ز مهربانی یاران غمگسار چه حظ؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۲۰در عروج نشأه می می کند طوفان سماع
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۲۱می پرستان در سر کوی مغان گردند جمع
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۲۲در کشاکش از زبان آتشین بودم چو شمع
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۲۳سوز دل برداشت آخر پرده از کارم چو شمع
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۲۴روزها گر نیست نم درجویبارم همچو شمع
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۲۵می گدازد زین شراب آتشین مینای شمع
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۲۶آبرو رامی برد از چهره اظهار طمع
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۲۷گرچه صاحب نظرانند تماشایی شمع
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.