پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۲۶

آبرو رامی برد از چهره اظهار طمع

ابر آب روی مردان است گفتار طمع

خواری روی زمین خاری است از دیوار او

زرد رویی یک گل است از طرف دستار طمع

در زمینش گر گل بی خار کارد باغبان

خار دامنگیر می روید ز گلزار طمع

خستگان راهست پرهیزی به هر عنوان که هست

می کند پرهیز از پرهیز بیمار طمع

می توان جستن به مکرو حیله از قید فرنگ

نیست امید رهایی با گرفتارطمع

از بریدن و ز گسستن چون رگ سنگ ایمن است

حرص بندد برمیان هرکه زنار طمع

چون میان روز روشن خواهد از مردم چراغ؟

روز را گر شب نمی داند سیه کارطمع

حاصلش نبود بغیر از برگ سبز سایلان

در دل هرکس دواند ریشه زنگار طمع

صائب از بی آبرویان تا توانی دور باش

کز برص مسری تر افتاده است ادبار طمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۲۸هرکه گردید ز عبرت به تماشا قانع
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۲۹مابه خون جگریم از می گلگون قانع
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۳۰قرار و صبر ندارند عاشقان سماع
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۳۱ز سیر باغ نگردد دل پریشان جمع
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۳۲ز روشنی جگر داغدار دارد شمع
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۳۳ز سوز عشق بود خارخار گریه شمع
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۳۴منم به گوشه چشمی ز آشنا قانع
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۳۵به خط ازان رخ چون برگ لاله ام قانع
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.