پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۲۹

مابه خون جگریم از می گلگون قانع

با خماریم ز لعل لب میگون قانع

هرگز از می نشود جام نگونش خالی

هرکه چون لاله شود بادل پر خون قانع

می شود ساغرش ازباده حکمت لبریز

شد به خم هرکه ز مسکن چو فلاطون قانع

فارغ از دردسر جاه شود ، هرکس شد

به کلاه نمدازتاج فریدون قانع

خفظ اندازه محال است توان در می کرد

چون به صد بوسه شوم زان لب میگون قانع؟

از نظربازی آن لیلی عالم صائب

به تماشای غزالیم چو مجنون قانع

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۳۱ز سیر باغ نگردد دل پریشان جمع
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۳۲ز روشنی جگر داغدار دارد شمع
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۳۳ز سوز عشق بود خارخار گریه شمع
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۳۴منم به گوشه چشمی ز آشنا قانع
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۳۵به خط ازان رخ چون برگ لاله ام قانع
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۳۶منم به نکهت خشکی ز بوستان قانع
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۳۷مشو به دیدن خشک از سمنبران قانع
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۳۸دل مست حیرت و سر پرشور درسماع
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.