پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۲۸

هرکه گردید ز عبرت به تماشا قانع

به کف پوچ شد از گوهر دریا قانع

زود عاجز شود از دیدن یوسف، چشمی

که به دیدار نگردد چو زلیخا قانع

نتوان کرد به دیوار هوس را خرسند

طفل از باغ نگردد به تماشا قانع

خاک در کاسه چشمی که ز کوته نظری

به نظر بازی آهوست زلیلی قانع

هر زمان روی سخن در دگری نتوان کرد

طوطی ماست به یک آینه سیما قانع

با کلام شکرین شکوه مکن ازتلخی

کز شکر شد به سخن طوطی گویاقانع

هر سحر سرزند ازمشرق دیگر خورشید

چون به یک سینه شود داغ تو تنها قانع؟

هرکه با وسعت مشرب طرف زهد گرفت

به کف خاک شداز دامن صحرا قانع

جای رحم است برآن فاخته کوته بین

که به یک سرو شد از عالم بالاقانع

بی نیاز ازدر ابنای زمان شد صائب

شد فقیری که به دریوزه دلها قانع

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۳۰قرار و صبر ندارند عاشقان سماع
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۳۱ز سیر باغ نگردد دل پریشان جمع
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۳۲ز روشنی جگر داغدار دارد شمع
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۳۳ز سوز عشق بود خارخار گریه شمع
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۳۴منم به گوشه چشمی ز آشنا قانع
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۳۵به خط ازان رخ چون برگ لاله ام قانع
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۳۶منم به نکهت خشکی ز بوستان قانع
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۳۷مشو به دیدن خشک از سمنبران قانع
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.