پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۳۳

ز سوز عشق بود خارخار گریه شمع

به دست شعله بود اختیار گریه شمع

ز خاک سوخته پروانه را برانگیزد

بنفشه وار، هوای بهار گریه شمع

بیا که تا تو چو گل رفته ای ز بزم برون

ز هم نمی گسلد پود وتار گریه شمع

اگر چه دورم ازان بزم، می توانم داد

حساب خنده گل با شمار گریه شمع

خبر نداشتم از شعله های بی زنهار

به آب راند مرا جویبار گریه شمع

چه شود ازین که بلندست دامن فانوس؟

چو هیچ وقت نیامد به کار گریه شمع

حذر زگریه آتش عنان صائب کن

که نیست گریه او در شمار گریه شمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۳۵به خط ازان رخ چون برگ لاله ام قانع
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۳۶منم به نکهت خشکی ز بوستان قانع
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۳۷مشو به دیدن خشک از سمنبران قانع
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۳۸دل مست حیرت و سر پرشور درسماع
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۳۹دل چون شود جدا ز سر زلف یار جمع؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۴۰این سرشک آتشین کز دیده می بارد چراغ
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۴۱شعله ور گردد ز شور عشق آواز چراغ
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۴۲هر سرایی را که باشد از دل روشن چراغ
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.