پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۳۰

قرار و صبر ندارند عاشقان سماع

همیشه بر سر کوچ است کاروان سماع

چو برق وباد مهیای بیقراری شو

که نیست اختر ثابت درآسمان سماع

چنان که صور قیامت محرک جانهاست

به دست نای بود روح و جد و جان سماع

چو رود نیل دهد کوچه چرخ مینایی

کند چو دست بلند آستین فشان سماع

صفای وقت کم ازآفتاب تابان نیست

چه احتیاج به شمع است در جهان سماع

ز برگریز فنا ایمنند تا محشر

چوسرو، سبز قبایان بوستان سماع

به خاکدان جهان کی سرش فرود آید؟

سبکروی که برآید به لامکان سماع

به خون مرده بود نیشتر فرو بردن

به گوش مردم افسرده داستان سماع

سماع رادلی ازموم نرمتر باید

ز صد هزار نفهمد یکی زبان سماع

جواب آن غزل است این که گفت عارف روم

بیابیا که تویی سرو بوستان سماع

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۳۲ز روشنی جگر داغدار دارد شمع
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۳۳ز سوز عشق بود خارخار گریه شمع
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۳۴منم به گوشه چشمی ز آشنا قانع
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۳۵به خط ازان رخ چون برگ لاله ام قانع
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۳۶منم به نکهت خشکی ز بوستان قانع
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۳۷مشو به دیدن خشک از سمنبران قانع
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۳۸دل مست حیرت و سر پرشور درسماع
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۳۹دل چون شود جدا ز سر زلف یار جمع؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.